اشتراک درمانگری در شن بازی درمانی

بستن

درمانگری در شن بازی درمانی

No English Name Available
میانگین امتیاز کاربران : 0 / از 5

ویژگی های محصول

    اطلاعات محصول

    • ارسال با پیک و یا پست
    • قیمت : 45,000تومان
    توضیحات کوتاه

    درمانگری در شن بازی درمانی

    شن بازی که توسط دوراکالف توسعه یافت، نوعی درمان غیر کلامی بر اساس درمان روان تحلیلگری یونگی است که ظرفیت طبیعی روان برای بهبودی را گسترش می بخشد. کودک یا بزرگسال در فضای "آزاد و امنی" که درمانگر ایجاد می کند، با استفاده از شن، آب و اشیای مینیاتوری، جلوه ی محسوسی از دنیای خیالی درونی خود را آشکار می کند.

    توضیحات

    این کتاب که نخستین مجلد درباره ی درمانگری در درمان شن ­بازی است، به صورت غیرمنتظره با دعوت جوی شاورین برای ملحق شدن به رویای وی شروع شد. رویای او، انتشار مجموعه کتاب هایی درباره ی درمانگری در هنردرمانی بود. او از ما خواست که پنجمین کتاب از این مجموعه را که در مورد درمانگری در شن بازی درمانی بود، ویرایش کنیم. تاثیر اولیه ی رویای او بر ما شبیه بارداری ناخواسته بود. هم هیجان زده و هم نگران بودیم. در نهایت، با لطف و محبت، این کتاب تبدیل به “فرزند الهی” ما شد که ما را به روشنایی و لذت رساند، گویا ایده و اندیشه ی خود ما بود. این کتاب ما را به سطوح جدیدی از آگاهی رساند و طرز فکر ما درباره ی درمانگری در شن بازی درمانی را وسعت بخشید.

    شن بازی چیست؟

    شن بازی که توسط دوراکالف[۴] توسعه یافت، نوعی درمان غیر کلامی بر اساس درمان روان تحلیلگری یونگی است که ظرفیت طبیعی روان برای بهبودی را گسترش می بخشد. کودک یا بزرگسال در فضای “آزاد و امنی” که درمانگر ایجاد می کند، با استفاده از شن، آب و اشیای مینیاتوری، جلوه ی محسوسی از دنیای خیالی درونی خود را آشکار می کند؛ بنابراین، شن بازی، دنیای درونی مراجع را به شکل نمادین نمایان می سازد و مکانی برای ابراز آن در فضایی امن، یعنی سینی شن فراهم می کند. تجربه ی شن بازی باعث ایجاد تعادل در جهان روزمره ی بیرونی می شود و فرد را به سمت شیوه ی زندگی آزادتر، متعادل تر و یکپارچه تر رهنمون می سازد. دورا کاف در سال ۱۹۸۲، انجمن بین المللی شن بازی درمانی (ISST) را بنیان نهاد. پس از آن، شن بازی در سراسر جهان گسترش یافته است و شعبه هایی رسمی در انگلستان، فرانسه، آلمان، ایتالیا، ژاپن، سوئیس و ایالات متحده دارد. داوطلبانی که خواهان گواهی عضویت هستند، ملزم به سپری کردن موفقیت آمیز دوره­های آموزشی، نوشتن مقالات، درگیر شدن در فرآیند شن­بازی و شرکت در دوره های درمانگری فردی و گروهی هستند. برای دریافت گواهی مربیگری و در نتیجه گواهی درمانگری لازم است شرایط دیگری نیز احراز گردد؛ از جمله کمک مربیگری در کنار یک مربی مجاز و درمانگری در حضور ارزیاب. از ابتدای آغاز به کار سازمان، طبق قوانین، افرادی که گواهی مربیگری ISST دریافت می کنند، می توانند کار درمانگری شن بازی را نیز انجام دهند. این فرض که مربیان دارای گواهی شن بازی می توانند کار درمانگری انجام دهند بطور تلویحی بدین معنی است که درمانگری صرفا تداوم آموزش و تمرین بالینی است. علی رغم اینکه نظارت، جزء ضروری برای احراز تخصص در شن بازی به شمار می رود، اما توجه اندکی از جانب نویسندگان این حوزه دریافت کرده است. در حال حاضر، با انتشار این کتاب، اوضاع تغییر یافته است. ناظران با آگاهی بیشتری، فرصت بررسی تجارب و بینش های خود در مورد نظارت را بدست آورده اند. آگاهی جدید منجر به این واقع­بینی شده است که کار نظارت نیازمند توانایی های رشد یافته ای است که ظرفیت های شهودی و حسی را با تفکر، شناخت و مهارت های کلامی ادغام می کند. نویسندگان این فصول، مهارت های مذکور را به صورت موفقیت آمیزی تلفیق کرده اند و بینش های حاصل از تجارب نظارت خود را به صورت گزارش های جذاب و گاها تاثیرگذار درآورده اند. با این کتاب، نظارت شن بازی در حال گذار به سمت تبدیل شدن به یک حوزه ی مطالعاتی جدی است.

    ریشه های تاریخی نظارت بر شن بازی

    اگرچه نظارت بالینی همواره بخشی جدایی ناپذیر از یادگیری شن بازی بوده است، ریشه های تاریخی در حیطیه های وسیع تر روانشناختی کاملا متفاوت است. فروید[۵]، یونگ[۶] و معاصران بلافصل آنها نه سرپرستی داشته­اند و نه خود بر کارهای بالینی دیگران نظارت کرده اند. با این حال، همکاران هر از گاهی از طریق نامه، در جلسات شخصی و در کنگره های تخصصی با فروید و یونگ مشورت کرده اند (وینر، میزن و دوکام[۷]، ۲۰۰۳). یونگ اولین تحلیلگری بود که پیشنهاد کرد کارآموزان روانکاوی باید مورد روان تحلیل گری شخصی قرار بگیرند (ماتون[۸]، ۱۹۹۵)؛ و تحلیلگران بعدی در تحلیل شخصی خود مورد نظارت قرار گرفتند و در مورد مراجعان خود در طول جلسات فردی بحث کردند و متعاقبا، اغلب کار بالینی خود را بر اساس تجربه ی تحلیل فردی خود شکل دادند. تا قبل از سال ۱۹۴۸ که موسسه ی یونگ در زوریخ، نظارت را در برنامه ی درسی گنجاند، موقعیتی برای نظارت وجود نداشت. پس از سبک نظارت تدریس/درمان سی. جی. یونگ، رویکرد دورا کاف درباره ی نظارت پدیدار شد تا به عنوان یک سرمشق مورد استفاده قرار بگیرد. کاف با استفاده از یک سبک آموزشی رسمی به گروه های کوچک تعلیم داد؛ با متخصصانی که برای کار کردن با او از سراسر جهان سفر کرده بودند، شن بازی درمانی گسترده ای انجام داد؛ و برای گروه های بزرگ ملی و بین المللی سخنرانی کرد. همچنین، اغلب سخنرانی های عمومی او که در آنها، در مورد نظریه ی شن بازی صحبت می کرد و اسلایدهایی از کار خود با مراجعانش را نشان می­داد، روی نوار ویدوئویی ضبط شد؛ اما بر خلاف یونگ که نویسنده ی پرکاری بود، نوشته های کاف محدود به یک کتاب و چند مقاله می شد. او برای نشان دادن کار خود و انتقال آن به دنیا، افراد خاصی از اروپا، آسیا و آمریکای شمالی و جنوبی که شخصا به آنها تعلیم داده بود را انتخاب کرد. این همکاران در مورد درک عمیق او از قدرت التیام­بخشی شن بازی صحبت کردند و خود نیز به شخصه، متخصصان معتبری بودند. آنها نه تنها شن بازی را به کشورهای خود بردند، بلکه ناظر پیشروی بسیاری از شن بازی درمانگران معاصر در سراسر جهان شدند. مقدمه ی کی برادوی[۹] برای این کتاب به تجربه ی حضور او در گروه اولیه ی کاف و فعالیت او در سمت ناظر اشاره دارد.

     

    نقش ناظر

    از دیدگاه ما، ناظر متفکر، یک معلم است نه یک مربی (و نه یک تحلیلگر یا درمانگر شخصی) و می تواند یک رابطه ی مشارکتی در محیطی آزاد و امن ایجاد کند. هدف از نظارت، فعال ساختن ارتباط بالقوه و منحصر به فرد نظارت شونده با خود و کمک به تسهیل رشد او به عنوان یک متخصص اخلاقی و مفید به شیوه ای است که استعدادها، توانایی ها، خلق و خو و ارزش های معنوی و دنیوی او را به بهترین وجه منعکس کند. تمرکز بر احساسات، واکنش ها، افکار و خیالپردازی های نظارت شونده، محور نظارت است که در نتیجه ی ارتباط او با مراجع و بستر بالینی بوجود می آید. وظیفه ی ناظر این است که تمام دانش شناختی، تجربه، ظرفیت های حسی و شهودی و مهارت های ارتباطی و رابطه ای خود را همراه با سخاوت روح وارد جلسات نظارتی کند. در مقام ناظر، آگاه هستیم که افراد تحت نظارت ما ممکن است با ما یکی شوند و نقش نظارتی ما را به عنوان الگوی مرجع در روح و روان خود ثبت کنند. این الگو یا راهنمای درونی تبدیل به بخش ضروری هویت در حال رشد فرد تحت نظارت می شود و اغلب در طول فعالیت حرفه ای همراه او می ماند و همچنانکه فرد به عنوان درمانگر رشد و تغییر می یابد، این الگو یا راهنما نیز دچار تحول و تغییر می شود؛ بنابراین، ناظر فراتر از یک معلم معمولی است که فقط چند ماه یا چند سال همراه نظارت شونده است. ناظر به عنوان یک کهن الگو می تواند تاثیر قدرتمند آگاهانه و ناآگاهانه ای در طول زندگی درمانگر داشته باشد.

    نظریه ی یونگ و نظارت

    در حالیکه به ارزش کنونی ادبیات حوزه ی نظارت اذعان داریم، زمان آن فرا رسیده که رویکرد اختصاصی پیروان یونگ به آموزش شن بازی را شرح دهیم و این کار مستلزم آن است که کارکرد نفس[۱۰] و اجزای کهن الگویی آن در این فرآیند را بشناسیم. درمانگر یونگی به جای اینکه در کار با مراجعان فقط به گذشته برگردد و به رویدادها و جراحات قدیمی بپردازد، همواره متوجه استعدادهای نهان در حال ظهور فرد برای بهبودی و وحدت شخصیت در آینده است (به عنوان مثال، در خواب، شن بازی، رفتارها، انگیزه­های خلاق، تصورات و خیالات). این همان چیزی است که یونگ تحت عنوان نگرش آینده نگر[۱۱] به آن اشاره دارد. نگرش آینده نگر نتیجه ی این مشاهده ی یونگ است که در شرایط مناسب، روان تمایل به التیام بخشی خود دارد. همانطور که جراحات جسمی ما تحت شرایط خاصی بهبود می یابند، روان نیز در صورتیکه برای فعالیت طبیعی در یک محیط امن و مصون آزاد گذاشته شود، از یک خرد غریزی برخوردار است. طبق نظریه ی یونگ، نفس، محل ناخودآگاه -محل خرد- و اصل سازمان دهنده ی مرکزی کل شخصیت است. بخش خودآگاه روان، خود[۱۲] نامیده می شود، اما کمتر از کل شخصیت است. هنگامی که نفس و خود در ارتباط و تعامل هستند، فرد نزدیک به واقعی ترین وضعیت خود زندگی می کند، بنابراین بیشتر احساس تعادل و زنده بودن می کند. شن بازی می­تواند ابزاری موثر برای فراخوانی و پرورش پل حیاتی بین خود و نفس باشد. همچنین، نظریه ی یونگ، زبانی برای مشاهده و شناسایی جنبش های سطح عمیق تر شخصیت در اختیار ما قرار می دهد. در شن بازی، استفاده­ی نمادین از اشیای مینیاتور، آب و شن با لنز یونگی مشاهده می شود. فهم این نمادها تا حد زیادی از طریق بررسی معانی بسیار آنها با استفاده از اسطوره ها، کیمیاگری، تاریخ، مذهب، فرهنگ های دیگر، رفتار حیوانات و غیره غنا می یابد. از طریق درک این نمادهاست که زبان ناخودآگاه زنده می شود و ما را به درک درستی از سطوح کهن الگویی و جمعی هدایت می کند. در واقع، نظارت شن بازی از دیدگاه یونگ، نظارت بر فرآیند ناخوداگاه و تخیل خلاق است. همچنین، آشکارشدن مجموعه ی تولیدات شن و ماسه، اجازه ی مشاهده ی وسعت و پیچیدگی ناخودگاه را به ما می دهد. از طریق بررسی تصاویر شنی، قادر به شناسایی رشد رابطه ی بین خود و نفس، سفر به سوی فردیت، اتصال و یکپارچه سازی مسایل حل نشده (به عنوان مثال، کشمکش اضداد)، ظهور انرژی های خلاق جدید و حرکت به سوی تمامیت هستیم. نظریه ی یونگ همراه با نگرش آینده نگر، درک ما از زبان ناخودآگاه را توسعه می بخشد و بزرگ ترین نقشه های موجود برای درک و نظارت بر کارکرد روان را فراهم می کند. همچنین، هنگامیکه ناظر بر پاسخ های حسی و شهودی نظارت شونده تاکید می­کند، رویکرد خود نظارت شونده پدیدار می شود. در چنین محیط امنی، موهبت ها و استعدادهای فردی درمانگر تایید شده و امکان رشدشان فراهم می گردد.

     

    اهداف کتاب

    به دلیل نقش مهمی که نظارت در آموزش شن بازی ایفا می کند، بسیاری از شن بازی درمانگران مجاز، تجارب گسترده ای هم در مقام نظارت شونده و هم به عنوان ناظر داشته اند. با این وجود، دانش و تجارب گسترده­ی آنها تاکنون در قالب یک منبع قابل استفاده برای دیگران سازمان نیافته است. یکی از اهداف این کتاب، ارائه­ی مجموعه ای از مقالات نوشته شده توسط ناظران مجرب شن بازی است که وضعیت هنر نظارت در شن­بازی را توصیف می کند. با این کتاب، ناظران برای کمک به افراد تحت نظارت خود در درک پیچیدگی های این روش و کاربرد آن در درمان مجهزتر می شوند. این کتاب، دیدگاه یونگی گرای معاصر به نظارت در شن بازی را ارائه می دهد که با حوزه ی وسیع تر نظارت بالینی فعلی یکپارچه می شود. همانند سایر هنر­درمانی­های بیانی، شن بازی خواستار رویکرد نظارتی منحصر به فردی است که در آن، مهارت های زبانی ضرورت کمتری دارد. نظارت در این زمینه عبارت است از نظارت بر آنچه از تخیل و جنبش نمادین روان با تمرکز بر پاسخ های درونی درمانگر تجلی می یابد. این کتاب، اهمیت پویایی های انتقال/انتقال متقابل را نه تنها در زمینه­ی تعاملی بلکه به صورتی که در مخلوقات شنی نیز نشان داده می شود، تایید می کند. امیدواریم این کتاب مورد توجه خوانندگانی از مکاتب مختلف که نیاز به ایجاد یک رویکرد عمق گرا به نظارت را احساس می کنند، قرار بگیرد. آرزوی ما این است که این روش بصورت پایدار در محدوده ی حوزه ی هنردرمانی های بیانی، بازی درمانی، EMDR و عرصه ی بزرگتر روان درمانی معاصر که اهمیت روش های کلامی و غیر کلامی را تصدیق می­کند، قرار بگیرد. تمامی این درمان های بیانی غیرکلامی نیز تخیل، خلاقیت، خیالپردازی، استعاره ها و/یا نمادها را ارج می نهند و آنها را در فرآیند التیام بخشی جای می دهند. نظارت در هنردرمانی های بیانی شامل چالش ها و پاداش های مشابه است. در آموزش علمی، در درجه ی اول، رویکردهای شناختی کلامی مورد تاکید قرار می گیرند؛ بنابراین، یکی از چالش های عمده، کمک به درمانگران برای تصدیق و یکپارچه سازی رویکردهای غیر کلامی، عمدتا ناخودآگاه و مربوط به نیمکره ی راست مغز در درمان است. به دلیل ماهیت زودگذر و شهودی این کار، گاهی اوقات حتی درمانگران باتجربه نیز نیاز به مراجعه به ناظران دارند تا در تفسیر فرآیندهای ناخودآگاهی که درمان را هدایت می کنند، به آنها کمک کنند. در اوایل آغاز به کار شن بازی، قسمت عمده ی کار نظارت به صورت فردی انجام می شد. در حال حاضر، با خیل عظیم درمانگران و ناظران، برای حرکت رو به جلو نیازمند یک دیدگاه سازمان یافته و مستند هستیم. باید بتوانیم در مورد پرسش ها و پاسخ­هایی که افراد تحت نظارت نیاز به دانستن آنها دارند، صحبت کنیم و بنویسیم. در صورتیکه قصد حمایت، حفظ و اشاعه ی این روش غیرکلامی باارزش را داشته باشیم، یادگیری توانایی برقراری ارتباط با تجربه ی شهودی، مولفه ای ضروری برای ناظران به شمار می رود. با توجه به این اهداف، با تمام شن بازی درمانگران آمریکا و تعدادی از درمانگران سایر نقاط دنیا که سابقه ی طولانی در نظارت شن بازی داشتند، تماس برقرار کردیم. هنگامی که مقالات بسیاری را که حاوی دیدگاه های مختلف بودند از نقاط مختلف از جمله سوئیس، چین، برزیل، اسرائیل و همچنین آمریکای شمالی بودند دریافت کردیم، بسیار شگفت زده و خوشحال شدیم. از هر ناظر دعوت شد تا با توجه به تجربه و علایق آموزشی خود، موضوع خاصی را از فهرست مربوط به موضوعات نظارت انتخاب کند. با توجه به اینکه تمامی نویسندگان، دیدگاه نظری مشترکی داشتند، دیدن طیف وسیعی از سبک ها و روش هایی که آنها ارائه می کردند، تجربه ی شگفت انگیزی بود و ما احساس کردیم که این گواه روش های مختلفی بود که شن بازی می توانست تحت نظارت قرار بگیرد. ما بر این باوریم که همچنانکه این کتاب را مطالعه می کنید، متوجه خواهید شد که همکاران توانسته اند پاسخ های شهودی-حسی خود در کارشان را در قالب جملات واضحی از آنچه که عملا در نظارت شن بازی در جریان بود، درآورند. برای تصریح و توضیح بیشتر کار، اغلب از مطالعات موردی و تجارب زندگی واقعی استفاده می­شود. جهت حفظ هویت نظارت شوندگان و مراجعان، اسامی و مشخصات افراد تغییر یافته است.

     

    مقدمه ای از کی برادوی

    کی برادوی، انتخاب مشخص و بدیهی ما برای نوشتن مقدمه بود. کی از اولین افراد تحت نظارت دورا کاف بود و ارتباط مداوم و مادام العمری با وی داشت. در حال حاضر به مدت چند دهه است که وی رهبر و مادر شن بازی در ایالات متحده می باشد. او مدیر برنامه ی دیدارهای دورا کاف از ایالات متحده بود و همراه با استل وینریب[۱۳]، الهام بخش تاسیس سازمان ملی شن بازی درمانگران آمریکا (STA) بود و از آموزش و نظارت متخصصانی که قادر به سفر به سوئیس و مطالعه با دورا کاف نبودند حمایت کرد. بسیاری از درمانگران، معلمان و ناظران مجاز فعلی مستقیما تحت نظارت کی بوده اند. متخصصان از سراسر بخش های غربی ایالات متحده بطور منظم در گروه های ماهانه ی نظارت او حضور داشتند و بسیاری از آنها، شرایط مورد نیاز برای صدور گواهینامه را احراز کردند و از رهبران STA شدند. فصل گرچن هگمن[۱۴] درباره ی تجربه ی منحصر به فرد حضور در گروه های نظارتی کی توضیح می دهد و کی در مقاله ی خود با لورن کانینگهام[۱۵] در مورد افکار خود راجع به سازمان و فرآیند گروه بحث می کند. ما از لطف سخاوتمندانه ی کی در نوشتن مقدمه و یادآوری تجارب وی با دورا و ارائه ی خرد، دانش و تجارب طولانی در نظارت وی در شن بازی سپاسگذاریم. مقدمه ی او بر تاریخ طولانی نظارت در شن بازی می افزاید و او را در جریان اصلی درمانگرانی قرار می­دهد که بر اهمیت نظارت تاکید کرده اند.

     

    مرور اجمالی بر کتاب

    بخش اول، “ایجاد مدل های نظارت اصلی”، از مقدمه کی برادوی در توصیف مدل تاریخی دورا کاف شروع می شود تا اتحاد لورن کانینگهام و کی برادوی برای به اشتراک گذاری الگوهای آینده نگر نظارت در رهبری گروه های مشاوره ی موردی در ایالات متحده پیش می رود. گرچمن هگمان به عنوان کسی که بیش از ده سال درگروه برادوی شرکت داشت، از تجارب پرمایه ی خود می نویسد. هریت فریدمن[۱۶]، داستان جذاب مربوط به تجارب خود در ایجاد و توسعه ی گروه های نظارتی فراوان خود در طول ۲۵ سال گذشته را تعریف می کند. در بخش دوم، “طراحی مدل های نظارتی معاصر”، پاتریشیا دان-فایرستین[۱۷] ضروریات اولیه ی لازم برای موفقیت در نظارت شن بازی درمانی را توضیح می دهد. ماریلن گریفیث[۱۸] یک مدل ترکیبی برای نظارت شن بازی درمانی طرح می کند که شامل پنج اصل حیاتی است. در ادامه، بتی جکسون[۱۹] برای کمک به نظارت شوندگان جهت درک آشکارسازی فرآیند شن بازی، یک مدل خلاقانه بر اساس سفر قهرمان جوزف کمپل[۲۰] ارائه می دهد. بخش سوم، “مقابله با چالش های خاص در نظارت” و انواع مسایل مختلفی که شن بازی درمانگران ممکن است در دوره ی فعالیت خود تجربه کنند را مطرح می کند. گرچن هگمان بحث مسایل اخلاقی و چالش های مهمی که شن بازی درمانگران در دنیای نسبتا کوچک شن بازی با آن مواجه هستند را پیش می کشد. کیت آماترودا[۲۱] با طرح معضلی که در کار با یک کارآموز بی تجربه و تدافعی داشت، ما را سر شوق می آورد. دنیس راموس[۲۲] مسایل مهم ناشی از انتقال و انتقال متقابل بین ناظر و نظارت شونده را منعکس می کند. تمرکز ماریا الن چیایا[۲۳] بر جنبه های منحصر به فرد شن بازی درمانی است که بر زمینه ی تعاملی بین ناظر، درمانگر و مراجع تاثیر می گذارد. در بخش چهارم، “پیشروی به سوی جهان بین فرهنگی”، روت آمان[۲۴] از سفرهای خود به اروپا، ایالات متحده، استرالیا و آسیا از جمله بسیاری از کشورهای در حال توسعه صحبت می کند که در آنجا هم به نظارت و هم آموزش شن بازی درمانی پرداخت. او اندیشمندانه، ماجراها و افکار خاص خود درباره ی تجاربش را با ما در میان می گذارد. ساچیکو تاکی ریس[۲۵] به وضوح توضیح می دهد که چطور از سینی شن به عنوان ابزار نظارتی بهره می برد تا به فرد تحت نظارت کمک کند مراجعان قومیت های مختلف و از سطوح اجتماعی اقتصادی پایین را بهتر درک کند. گائو لان[۲۶] رویکرد بدیع خود به نظارت و استفاده از شن بازی در کودکستان ها و مهد کودک های محلی در چین به منظور ایجاد فضای آزاد و امن در خود مدارس را توصیف می کند. در فصل اول بخش پنجم، “نظارت گروه های ویژه”، ری راجرز میچل[۲۷] به طرح موضوع منحصر به فرد تربیت ناظران و کمک به آنها برای مقابله با مشکلات نظارت می­پردازد. سپس بلافاصله به سراغ پست ۱۱/۹ مدارس شهر نیویورک می رویم، جایی که روزالیند وینتر[۲۸] به آموزش و نظارت مشاوران برای استفاده از سینی شن در کار با کودکان و بزرگسالانی که دچار آسیب روانی شده اند می پردازد. بعد، هیانگ شن[۲۹] و گائو لان در مورد برقراری پیوند بین تجارب غربی و شرقی در آموزش و نظارت بر دانش آموزان فارغ التحصیل چینی می نویسند. نکته ای که آشکار می شود، معنای منحصر به فرد چینی از شن بازی است که شامل معانی کهن الگویی و نمادین در کتاب تغییرات[۳۰] و سایر فلسفه های چینی است. در ادامه، جودی زاپاکوستا[۳۱]، متخصصان تازه کار را به توسعه و تصحیح توانایی مشاهده، گوش دادن و نقل کردن به کودکان خردسال به شیوه ای معنادار دعوت می کند.

    بخش نهایی، “ایجاد ارتباط با سایر درمان های بیانی”، با توضیحات گیتا مورینا[۳۲] در بررسی مزایای بارز کاربرد شن بازی درمانی و سایر هنرهای بیانی برای نظارت بر نمونه های بالینی شروع می شود. لنور استینهارد[۳۳] در مورد رویکرد خود به نظارت شن بازی با استفاده از دو دیدگاه مختلف و معتبر بحث می کند: شن بازی مطرح شده در نظریه ی یونگ و دوم، ارتباط بین یک رویکرد مبتنی بر هنردرمانی و شن بازی. خوانندگان ممکن است شروع مطالعه ی کتاب را از ابتدای آن آغاز کنند و به انتها پیش بروند، یا شاید فصل ها را بر اساس علاقه ی خود انتخاب کنند. اگرچه نویسندگان برخی از فصول، علایق مشترکی دارند اما هر یک به شیوه ی منحصر به فرد خود در مورد موضوع بحث می کند.

     

    درباره ی اصطلاحات

    ما می خواهیم در مورد واژه ی نظارت که در این کتاب مورد استفاده قرار گرفته است، توضیحی اضافه کنیم. در دنیای روان درمانی، نظارت از معنای تاریخی تحت نظر گرفتن و کنترل نظارت شونده به فعالیت مشترک بین ناظر و درمانگر تحت نظارت تحول یافته است. تحول دیگر این است که نظارت در حال حاضر شامل دو فعالیت است: نظارت و مشورت. نظارت، به رابطه ی بین درمانگر/ناظر دارای مجوز و کارآموز یا تازه کاری که قبل از اخذ مجوز، تحت لیسانس آن ناظر کار می کند، اطلاق می شود. یا درمانگری که در سیستمی است که نیاز به ارزیابی درمانگران دارد ولو اینکه دارای مجوز باشد. مشورت به رابطه ی بین دو نفر دارای مجوز اطلاق می­شود که در آن یک فرد دارای مجوز، خواستار مشورت با یک درمانگر باتجربه تر می شود. با این حال، ما در راستای هدف این کتاب، به شیوه ی عام از واژه ی نظارت استفاده می کنیم که هم شامل نظارت می شود و هم مشورت. برای اینکه کار انسجام داشته باشد، از همه ی نویسندگان درخواست کرده ایم که افراد تحت نظارت خود را صرف نظر از دوره ی تکاملی آنها (به عنوان مثال، دانشجو، قبل از اخذ مجوز و یا دارای مجوز)، با عنوان نظارت شونده مورد خطاب قرار دهند. واژه ی هم انتقالی[۳۴] که توسط کی برادوری توسعه یافت، اغلب در این کتاب مورد استفاده قرار می گیرد. هم انتقالی به رابطه ی بین مراجع و درمانگر اشاره دارد که شامل “احساس با (با هم) به جای احساس در برابر (ضد) می شود. من از اصطلاح هم انتقالی برای اشاره به رابطه ی درمانی احساسی بین درمانگر و بیمار استفاده می کنم. همانطور که اصطلاح انتقال/ انتقال متقابل نشان می­دهد، نظر می رسد که این احساسات مدفون به جای وقوع متوالی، به بطور همزمان رخ می دهند” (برادوی و مک کورد، ۱۹۹۷، ص ۳۴). اصطلاح شن بازی درمانی به رویکرد یونگی/کالفینی اشاره دارد که در آن از یک سینی شن و مینیاتورها استفاده می شود. شن بازی به عنوان یک روش غیر رهنمودی و عمیق، به انرژی های التیام بخش درونی روان فرد دست می یابد و آنها را فعال می کند. اصطلاح سینی شن به هر گونه استفاده ی دیگر از سینی، شن و مینیاتورها اشاره می کند؛ برای مثال، استفاده از آن در کار با گروه ها، زوج ها و خانواده ها به عنوان ابزار پژوهشی یا ارزیابی، یا استفاده از آنها در بازی هایی که توسط درمانگر هدایت می شود.

    شن بازی منحصرا متفاوت از سینی شن است بطوریکه بر اهمیت کاربرد و درک زبان نمادین ضمیر ناهشیار و نیز ارزش سکوت تاکید می کند.

    نقد و بررسی‌ها

    هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

    اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “درمانگری در شن بازی درمانی”

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    امتیازات کاربران

    میانگین امتیازات کاربران به ویژگی های محصول
    0 امتیاز 5 ستاره
    0 امتیاز 4 ستاره
    0 امتیاز 3 ستاره
    0 امتیاز 2 ستاره
    0 امتیاز 1 ستاره

    پرسش و پاسخ

    برای ارسال پرسش یا پاسخ باید در سایت وارد شوید. ورود به حساب کاربری
    لطفا متن پرسش/پاسخ خود را وارد کنید

    اطلاعات فروشنده

    • فروشنده: 1001packi
    • هنوز امتیازی دریافت نکرده است.