اشتراک ‌مشکلات بین فردی در زنان متأهل… براساس ابعاد هوش معنوی و ایمنی هیجانی

بستن

‌مشکلات بین فردی در زنان متأهل… براساس ابعاد هوش معنوی و ایمنی هیجانی

No English Name Available
میانگین امتیاز کاربران : 0 / از 5
  • Fast and Safe Deliver
  • قیمت : 38,000تومان
توضیحات کوتاه

‌مشکلات بین فردی در زنان متأهل… براساس ابعاد هوش معنوی و ایمنی هیجانی

در این دوران بسیاري از رخدادهایی که در دنیاي پدیداري فرد به وقوع می پیوندند، شالوده بسیاري از جنبه­هاي روانی افراد اعم از هیجانی و شناختی را پی­ریزي می­کنند. از این میان، نخستین محیطی که کودك در ابتدا روان سازه­هاي خود را بر اساس آن بنا می­نهد، خانواده و مجموعه تحولات آن است. خانواده به عنوان نخستین و بادوام­ترین بستر رشد، تأثیر عمده­اي بر سلامت روانی افراد از یکسو و آسیب­هاي روانی او از سوي دیگر دارد. بر اساس نظریه نظام­هاي خانواده، مشکلات میان اعضاي خانواده، یکپارچگی آن را به عنوان یک کل تهدید نموده و تأثیرات نامطلوبی بر افراد دارد (بوئن[1]، 1978، به نقل از قرچه داغی، 1385). در نظریه نظام­هاي بوم شناختی برونفن برنر[2] (1995) نیز بر این مسأله تأکید شده است که مدل تعاملات رفتاري میان والدین بر رشد روانی افراد بسیار مؤثر است (به نقل از بشارت، 1388). علاوه براین دو، نظریه یادگیري اجتماعی نشان می­دهد که در مواردي تعارضات و مسایل خانواده از طریق مشاهده آموخته شده و باعث مشکلات روانی افراد می­شود (بندورا[3]، 1973، به نقل از ملایی، 1384). نظریه بافتی- شناختی نیز نشان می­دهد که چگونه تفسیر و فهم تعارض و مشکلات خانوادگی می­تواند سلامت و بهزیستی افراد را پیش­بینی نماید (گریچ و فینچام[4]، 1990). بررسی نظریات یاد شده به ویژه نظریه نظام­هاي بوم­شناختی و نظریه نظام­هاي خانواده نشان می­دهد که کارکرد خانواده می­تواند بر مشکلات رفتاري افراد تأثیر بسزایی داشته باشد. مشکلات رفتاري افراد عبارت است از علایم اختلالات روانپزشکی در افراد که دربرگیرنده نشانه­هاي رفتاري است (گودمن[5]، 1997). کارکرد خانواده به کیفیت خانواده در سطح سیستمی یا روابط دوتایی اشاره دارد و به نمونه­هایی از قبیل سلامت، کفایت، ضعف­ها و قدرت­هاي نظام خانواده و به طور کلی پیوستگی و سازش­پذیري خانواده بر می­گردد (شک[6]، 2002). ایمنی هیجانی[7] به­عنوان معیار ثابت وضعیت هیجانی فرد شناخته می­شود. عدم ایمنی هیجانی موجب احساس تشویش و اضطراب می­باشد که ممکن است ناشی از درک خود به­عنوان یک فرد آسیب­پذیر یا احساس آسیب پذیری یا عدم ثبات باشد که تهدیدی برای تصویر فرد از خود می­باشد. دستیابی به سلامت روانی و جسمانی در طول دوران زندگی بیش از هر مسأله دیگر در گروي رویدادهایی است که در خلال رشد و در حین تحولات کودکی رخ می­دهد (مش و ولف[8]، 2010). عدم ایمنی هیجانی تأثیرات زیادی را بر زندگی فرد می­گذارد. عدم امنیت سطوح مختلفی دارد و همیشه درجات مختلفی از انزوا را به همراه دارد. هر چه میزان اعتماد کمتر باشد میزان انزوا طلبی بیشتر خواهد بود. عدم امنیت ریشه در کودکی فرد است درست مانند بی احترامی و ناخوشایندی در سطوح مختلف اتفاق می­افتد و اغلب تبدیل به یک مانع بزرگ در زندگی فرد می­شود، این عدم اطمینان بتدریج فرد را محدود می­کند. می­توان برای غلبه بر ایمنی هیجانی راه هایی پیدا کرد اما این فرآیند نیاز به صبر، زمان و باور تدریجی فرد دال بر اینکه ارزش فرد برخاسته از نقطه نظر خود وی از خودش می باشد و اینکه عدم اطمینان ناشی از نگرانی­ها در ارتباط با واقعیت است، می­باشد و این فرآیند یک تمایل است تا یک احساس نیاز (آلگری و هال[9]، 2004). اخیراً روان‌شناسان سازه­ای را به عنوان عامل مهم تأثیرگذار بر سلامت روان به نام هوش معنوی معرفی کرده‌اند که توجه و علاقه­ی جهانی را برانگیخته است. هوش معنوی بیانگر مجموعه­ای از توانایی‌ها و ظرفیت‌ها و منابع معنوی است که کار آن­ها موجب افزایش انطباق پذیری و در نتیجه سلامت روان افراد می‌شود (به نقل از کینگ[10]، 2008).   هوش معنوی[11] (SQ) خاص انسان‌هاست، بر خلاف بهره ی هوش[12] (IQ) که کامپیوترها نیز آن را دارند و نه همچون هوش هیجانی[13]) EQ) که در پستانداران رده­های عالی نیز یافت می‌شوند. در واپسین سال­های سده­ی بیست، شواهد روان‌شناسی، عصب شناسی، انسان شناسی و علوم شناختی نشان داد که نوعی هوش وجود دارد که از آن می‌توان به عنوان هوش معنوی یاد کرد. این اصطلاح را زوهار و مارشال، زوجی دانش پژوه و استادان دانشگاه آکسفورد، با درهم‌آمیزی روان‌شناسی، فیزیک، فلسفه و مذهب ساختند و آن را در کتاب هوش معنوی: هوش بنیادی (زوهار و مارشال[14]، 2000) آوردند. توجه به مشکلات افراد در هر قشری و سمتی که باشند از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد، افراد اگر در زندگی و شغل خود دارای مشکلات کمتری باشند، تلاش و کوشش آنان برای رسیدن به اهدافشان در زندگی بیشتر خواهد بود، مشاوران مدارس نیز به دلیل اینکه، با دانش آموزانی که آینده سازان جامعه خواهند بود، سر و کار دارند، می بایست در محیطی عاری از مشکلات به تلاش و کوشش بپردازند تا بتوانند به بهترین نحو ممکن مسایل و مشکلات دانش آموزان را حل و فصل نمایند، مشاورانی که از اعتماد به نفس بالاتری برخوردارند ایمنی هیجانی بالاتری را تجربه خواهند کرد، پس احتمال موفقیت آنها در مدارس بیشتر خواهد بود  (ملایی، 1384). با توجه به مطالب بیان شده پژوهش حاضر با هدف پیش بینی مشکلات بین فردی براساس هوش معنوی و ایمنی هیجانی در زنان انجام گرفت. در نهایت این کتاب را به پدر و مادر عزیزم تقدیم می کنم چرا که همواره یاوری مهربان و پشتیبانی محکم و مطمئن در زندگی برایم بوده اند و محبت بی دریغشان هرگز فروکش نمی کند و با سپاس فراوان از استاد نازنینم خانم دکتر رفاهی عزیز که از ایشان بسیار آموخته ام...   [1]-Bowen [2]-Brenner [3]-Bandura [4]-Garich and Fyncham [5]-Goodman [6]-Sheek [7]-emotional security [8]-Mesh and Wolf [9]-Allegri and Hull [10]-King [11] spiritual intelligence [12] intelligent quotient [13] emotional intelligence [14] Zohar & Marshall

توضیحات

فصل اول

کلیات پژوهش

مقدمه

در این دوران بسیاری از رخدادهایی که در دنیای پدیداری فرد به وقوع می‌پیوندند، شالوده بسیاری از جنبه‌‌های روانی افراد اعم از هیجانی و شناختی را پی‌‌ریزی می‌‌کنند. از این میان، نخستین محیطی که کودک در ابتدا روان سازه‌‌های خود را بر اساس آن بنا می‌‌نهد، خانواده و مجموعه تحولات آن است. خانواده به عنوان نخستین و بادوام‌‌ترین بستر رشد، تأثیر عمده‌‌ای بر سلامت روانی افراد از یکسو و آسیب‌‌های روانی او از سوی دیگر دارد.

بر اساس نظریه نظام‌‌های خانواده، مشکلات میان اعضای خانواده، یکپارچگی آن را به عنوان یک کل تهدید نموده و تأثیرات نامطلوبی بر افراد دارد (بوئن[۱]، ۱۹۷۸، به نقل از قرچه داغی، ۱۳۸۵). در نظریه نظام‌‌های بوم شناختی برونفن برنر[۲] (۱۹۹۵) نیز بر این مسأله تأکید شده است که مدل تعاملات رفتاری میان والدین بر رشد روانی افراد بسیار مؤثر است (به نقل از بشارت، ۱۳۸۸). علاوه براین دو، نظریه یادگیری اجتماعی نشان می‌‌دهد که در مواردی تعارضات و مسایل خانواده از طریق مشاهده آموخته شده و باعث مشکلات روانی افراد می‌‌شود (بندورا[۳]، ۱۹۷۳، به نقل از ملایی، ۱۳۸۴).

نظریه بافتی- شناختی نیز نشان می‌‌دهد که چگونه تفسیر و فهم تعارض و مشکلات خانوادگی می‌‌تواند سلامت و بهزیستی افراد را پیش‌‌بینی نماید (گریچ و فینچام[۴]، ۱۹۹۰).

بررسی نظریات یاد شده به ویژه نظریه نظام‌‌های بوم‌‌شناختی و نظریه نظام‌‌های خانواده نشان می‌‌دهد که کارکرد خانواده می‌‌تواند بر مشکلات رفتاری افراد تأثیر بسزایی داشته باشد. مشکلات رفتاری افراد عبارت است از علایم اختلالات روانپزشکی در افراد که دربرگیرنده نشانه‌‌های رفتاری است (گودمن[۵]، ۱۹۹۷). کارکرد خانواده به کیفیت خانواده در سطح سیستمی یا روابط دوتایی اشاره دارد و به نمونه‌‌هایی از قبیل سلامت، کفایت، ضعف‌‌ها و قدرت‌‌های نظام خانواده و به طور کلی پیوستگی و سازش‌‌پذیری خانواده بر
می‌‌گردد (شک[۶]، ۲۰۰۲).

ایمنی هیجانی[۷] به‌‌عنوان معیار ثابت وضعیت هیجانی فرد شناخته می‌‌شود. عدم ایمنی هیجانی موجب احساس تشویش و اضطراب می‌‌باشد که ممکن است ناشی از درک خود به‌‌عنوان یک فرد آسیب‌‌پذیر یا احساس آسیب پذیری یا عدم ثبات باشد که تهدیدی برای تصویر فرد از خود می‌‌باشد.

دستیابی به سلامت روانی و جسمانی در طول دوران زندگی بیش از هر مسأله دیگر در گروی رویدادهایی است که در خلال رشد و در حین تحولات کودکی رخ می‌‌دهد (مش و ولف[۸]، ۲۰۱۰).

عدم ایمنی هیجانی تأثیرات زیادی را بر زندگی فرد می‌‌گذارد. عدم امنیت سطوح مختلفی دارد و همیشه درجات مختلفی از انزوا را به همراه دارد. هر چه میزان اعتماد کمتر باشد میزان انزوا طلبی بیشتر خواهد بود. عدم امنیت ریشه در کودکی فرد است درست مانند بی احترامی و ناخوشایندی در سطوح مختلف اتفاق می‌‌افتد و اغلب تبدیل به یک مانع بزرگ در زندگی فرد می‌‌شود، این عدم اطمینان بتدریج فرد را محدود می‌‌کند. می‌‌توان برای غلبه بر ایمنی هیجانی راه هایی پیدا کرد اما این فرآیند نیاز به صبر، زمان و باور تدریجی فرد دال بر اینکه ارزش فرد برخاسته از نقطه نظر خود وی از خودش می‌باشد و اینکه عدم اطمینان ناشی از نگرانی‌‌ها در ارتباط با واقعیت است، می‌‌باشد و این فرآیند یک تمایل است تا یک احساس نیاز (آلگری و هال[۹]، ۲۰۰۴).

اخیراً روان‌شناسان سازه‌‌ای را به عنوان عامل مهم تأثیرگذار بر سلامت روان به نام هوش معنوی معرفی کرده‌اند که توجه و علاقه‌‌ی جهانی را برانگیخته است. هوش معنوی بیانگر مجموعه‌‌ای از توانایی‌ها و ظرفیت‌ها و منابع معنوی است که کار آن‌‌ها موجب افزایش انطباق پذیری و در نتیجه سلامت روان افراد می‌شود (به نقل از کینگ[۱۰]، ۲۰۰۸).

هوش معنوی[۱۱] (SQ) خاص انسان‌هاست، بر خلاف بهره‌ی هوش[۱۲] (IQ) که کامپیوترها نیز آن را دارند و نه همچون هوش هیجانی[۱۳]) EQ) که در پستانداران رده‌‌های عالی نیز یافت می‌شوند. در واپسین سال‌‌های سده‌‌ی بیست، شواهد روان‌شناسی، عصب شناسی، انسان شناسی و علوم شناختی نشان داد که نوعی هوش وجود دارد که از آن می‌توان به عنوان هوش معنوی یاد کرد. این اصطلاح را زوهار و مارشال، زوجی دانش پژوه و استادان دانشگاه آکسفورد، با درهم‌آمیزی روان‌شناسی، فیزیک، فلسفه و مذهب ساختند و آن را در کتاب هوش معنوی: هوش بنیادی (زوهار و مارشال[۱۴]، ۲۰۰۰) آوردند.

توجه به مشکلات افراد در هر قشری و سمتی که باشند از اهمیت ویژه ای برخوردار می‌باشد، افراد اگر در زندگی و شغل خود دارای مشکلات کمتری باشند، تلاش و کوشش آنان برای رسیدن به اهدافشان در زندگی بیشتر خواهد بود، مشاوران مدارس نیز به دلیل اینکه، با دانش آموزانی که آینده سازان جامعه خواهند بود، سر و کار دارند، می‌بایست در محیطی عاری از مشکلات به تلاش و کوشش بپردازند تا بتوانند به بهترین نحو ممکن مسایل و مشکلات دانش آموزان را حل و فصل نمایند، مشاورانی که از اعتماد به نفس بالاتری برخوردارند ایمنی هیجانی بالاتری را تجربه خواهند کرد، پس احتمال موفقیت آنها در مدارس بیشتر خواهد بود  (ملایی، ۱۳۸۴).

با توجه به مطالب بیان شده پژوهش حاضر با هدف پیش بینی مشکلات بین فردی براساس هوش معنوی و ایمنی هیجانی در زنان انجام گرفت.

بیان مسأله

تجزیه و تحلیل عوامل مؤثر در رشد و توسعه جوامع پیشرفته بیانگر آن است که همه این کشورها از آموزش و پرورش کارآمد و اثر بخش برخوردار بوده اند. شناخت دقیق نیروی انسانی شاغل در نظام آموزشی از جمله ضروریات برای برنامه‌‌ریزی در آموزش و پرورش می‌باشد. شناخت مسئولیت زنان شاغل می‌تواند شرایط را جهت جذب و نگهداری آن‌ها مطلوب تر نماید و از طرفی ‌سازمان‌های آموزشی با اعمال کارکردهای مختلف و مناسب با نوع مسئولیت زنان شاغل عملکرد و اثربخشی آن‌ها را افزایش دهند.

معمولا مشکلات افراد به زندگی و شغل آنها سرایت خواهد کرد و منجر به افزایش مشکلات بیشتری خواهد شد، لذا توجه به کاهش مشکلات زنان شاغل می‌تواند منجر به افزایش کارایی آنها در جامعه گردد، که این امر نیز به نوبه خود به داشتن شاغلینی با مشکلات کمتر کمک خواهد کرد.

مشکلات بین فردی عبارت است از، آشفتگی یا داشتن مشکلات مشخص در روابط بین فردی و یا به هم خوردن روابط دو یا چند نفر بدون ارتباط با یک اختلال مشخص روان‌‌پزشکی (مانند افسردگی، عقب ماندگی ذهنی و…. ) به طوری که مشکل فوق باعث ناراحتی قابل ملاحظه‌ی یکی از افراد یا تخریب عملکرد اجتماعی فرد در یکی از حوزه‌های روابط با افراد، برقراری ارتباط با همسالان، ارتباط با خواهر و برادر و یا ارتباط با اولیای مدرسه یا وابستگی افراطی به دیگران شود. این مشکلات می‌‌تواند منجر به کاهش روابط افراد با یکدیگر شده که این امر در تعاملات افراد نیز تأثیرات بسزایی دارد و در آینده افراد را نیز می‌‌تواند به سمت گوشه‌‌گیری و انزوا سوق دهد (بگلی، ۲۰۰۰؛ ترجمه سمیعی، ۱۳۸۵).

یکی از عوامل مؤثر در مشکلات بین فردی، هوش معنوی[۱۵] می‌‌باشد. هوش معنوی مجموعه‌‌ای از توانایی‌‌ها برای بهره‌‌گیری از منابع دینی و معنوی است (بولقان، غفرانی[۱۶]، ۲۰۱۲). هوش معنوی سازه‌‌های هوش و معنویت را دریک سازه ترکیب نموده است. در حالیکه معنویت جستجو برای یافتن عناصر مقدس، معنایابی، هشیاری بالاو تعالی است، هوش معنوی شامل توانایی برای استفاده از چنین موضوعاتی است که می‌‌تواند کارکرد و سازگاری فرد را پیش بینی کند و منجر به تولیدات و نتایج ارزشمندی گردد (ایمونز[۱۷]، ۲۰۰۰؛ به نقل از رجایی، بیاضی و حبیبی‌‌پور، ۱۳۸۹). هوش معنوی ترکیبی از سازه هوش و معنویت است. چنانچه توانایی برای سود جستن از منابع معنوی را به عنوان یک هوش قلمداد کنیم، پس این توانایی بایستی در حل مسائل زندگی و رسیدن افراد به اهداف کمک نماید و منجر به سازگاری بهتر آنان گردد. پژوهش‌‌ها نشان می‌‌دهد که بین معنویت با رضایت و هدفمندی زندگی، سلامت و بهزیستی رابطه مثبت وجود دارد (گئورگ، لارسون، کوینینگ، کیولیوق[۱۸]، ۲۰۰۰).

وهان[۱۹](۲۰۰۳؛ به نقل از غباری بناب، سلیمی، سلیانی و نوری، ۱۳۸۶)، معتقد است که هوش معنوی، یکی از انواع هوش‌‌های چند گانه است که به طور مستقل می‌‌تواند رشد و توسعه یابد. هوش معنوی نیازمند شیوه‌‌های مختلف شناخت و وحدت زندگی درونی ذهن و روح با زندگی در دنیای هستی است. هوش معنوی می‌‌تواند به وسیله تلاش، جستجو و تمرین پرورش یابد. انسان برای کسب قدرت تشخیص در تصمیم‌‌گیری هایی که به رشد سلامت نفس و روان کمک می‌‌کند، نیازمند هوش معنوی است.

یکی دیگر از عوامل مؤثر در مشکلات بین فردی، می‌‌تواند ایمنی هیجانی[۲۰] باشد. ایمنی هیجانی، یعنی اینکه آیا پیوندهای خانواده در مواجه با عوامل استرس زا، مثبت و بادوام هستند و اینکه آیا اعضای خانواده، بخصوص در زمان‌‌های وقوع رویداد استرس‌‌زا می‌‌توانند از لحاظ هیجانی و عاطفی در دسترس و پاسخ‌‌ده فرد باشند (دیویس، هارولد، گوکی- موری و کیوممینگس[۲۱]، ۲۰۰۷). نظریه ایمنی هیجانی این فرض را که کیفیت نامطلوب روابط والد و فرد می‌‌تواند ایمنی هیجانی فرد را کاهش داده یا تضعیف کند و در نهایت کارکرد انطباقی فرد را تحت تأثیر قرار دهد، می‌پذیرفت (تامپسون[۲۲]، ۲۰۰۰).

خانواده به عنوان اولین کانونی که فرد در آن قرار می‌‌گیرد دارای اهمیت شایان توجهی است، اما آن چه امروز در خانواده مشاهده می‌‌کنیم این است که کارکرد خانواده لطمه دیده است و اعضا نمی‌‌توانند مانند سابق از حضور هم بهره ببرند. کیفیت نامطلوب روابط والد با فرزند می‌‌تواند ایمنی هیجانی کودکان را کاهش داده یا تضعیف کند و ایمنی ضعیف می‌‌تواند منجر به بدبینی، علایمی از تنش، مشاجره، تعارض درون‌‌گرایی، احساس گناه، محرومیت، اختلال اعتماد به نفس خودخواهی، خودبینی و…. شود، که باورهای مذهبی و اعتقادات افراد نیز می‌‌تواند در این امر دخیل باشد (ملایی، ۱۳۸۴).

زنان فرهنگی به دانش آموزان کمک می‌کند ویژگیها و استعدادهای خود را بهتر بشناسند و به شرایط و خصوصیاتی که یا توجهی به آنها نداشته‌اند و یا میزان توجه به آنها کمتر بوده است با دقت بیشتری نگاه کنند. علاوه بر این اطلاعات آنها را در زمینه‌های مختلف تحصیلی بالاتر برده و در صورت وجود نواقصی در عملکردشان آنها را شناسایی کرده و راه حلهایی برای رفع نواقص ارائه کنند. به این ترتیب دانش آموزان می‌توانند عملکرد بهتری نسبت به قبل در زمینه درسی داشته باشند انتخابهای مفیدی انجام دهند و اشکالات احتمالی را رفع نمایند. لذا توجه به حل مشکلات این افراد از اهمیت ویژه‌‌ی برخوردار است.

بنابراین از آنجایی که ایمنی هیجانی حاکی از پیوندهای عاطفی دراز مدت در زندگی است که می‌‌تواند تأثیر عمیقی بر شکل گیری رفتار فرد داشته باشد. لذا با توجه به ایمنی هیجانی و هوش معنوی و نقش آنها در مشکلات بین فردی، پژوهش حاضر به دنبال پاسخی برای این مسئله می‌‌باشد که آیا ایمنی هیجانی و هوش معنوی می‌‌تواند مشکلات بین فردی را پیش بینی کند؟

اهمیت و ضرورت پژوهش

یکی از عواملی که می‌‌تواند در مشکلات بین فردی مؤثر باشد، هوش معنوی است. پارکر، هوگان، ایستابروک، اکی و وود[۲۳] (۲۰۰۶) عنوان می‌‌کند که هوش معنوی می‌‌تواند در کاهش اثرات منفی استرس‌‌های زندگی در افراد مؤثر باشد. در همین مورد در قرآن کریم نیز آمده است” قطعاً همه شما را با اموری همچون ترس، گرسنگی، زیان مالی و جانی، و کمبود میوه‌ها و زراعتها آزمایش می‌کنیم و بشارت بده به استقامت کنندگان” (سوره بقره، آیه ۱۵۵). مسلماً کسانی که این باور دینی را دارند که خداوند آنها را در شرایط سخت مورد آزمون قرار می‌دهد در برابر استرس‌‌های زندگی نیز تحمل بالاتری دارند.

به عقیده آرگیل[۲۴](۲۰۰۰) پیامدهای هوش معنوی دامنه‌‌ی بسیار وسیعی دارد و حوزه‌‌ی وسیعی از رفتار آدمی را تحت پوشش قرار می‌‌دهد (به نقل از ملایی، ۱۳۸۴).

یکی دیگر از عواملی که می‌‌تواند در مشکلات بین فردی مؤثر باشد، ایمنی هیجانی است. کنش متقابل و رابطه عاطفی بین والد و کودک، به روابط اجتماعی فرد در آینده شکل داده و نحوه برخورد مادر با کودک در چگونگی اجتماعی شدن و کسب مهارت‌های اجتماعی فرزند تأثیر می‌گذارد؛ پژوهش‌ها به این امر اشاره دارند که اگر شیوه فرزندپروری مادر در چند ماه اول زندگی به صورتی باشد که فرزندش را به صورت «ایمنی هیجانی» پرورش دهد، بسیاری از مشکلاتی که افراد در بزرگسالی مانند ناسازگاری زناشویی، طلاق، برقراری ارتباط با دیگران، عقب‌افتادگی تحصیلی را تجربه می‌کنند؛ نخواهند داشت (ماسن، کیگان، هوسترون، کارول و کانجر،۲۰۰۰؛ ترجمه یاسایی، ۱۳۹۰).

همچنین افرادی که از ایمنی هیجانی برخوردارند، دارای هوش هیجانی بالایی بوده و می‌توانند به مدیریت هیجان‌ها پرداخته و به تصمیم‌گیری‌های مؤثر در زندگی دست زده و توان مقابله با تنیدگی‌ها را به طور اثربخش داشته باشند (هادی نژاد، ۱۳۸۲). به اعتقاد گلمن[۲۵] (۲۰۰۰؛ ترجمه پارسا، ۱۳۸۹) بهره هوش سنتی می‌تواند فقط ۲۰ درصد از موفقیت فرد را مشخص کند و ۸۰ درصد مابقی از هوش هیجانی است.

مشکلات بین فردی می‌‌تواند منجر به افزایش مشکلات بیشتری از جمله تعارضات زناشویی گردد، اگر به این مشکلات افراد توجهی نشود می‌‌تواند بنیان خانواده‌ها را از هم پاشیده و منجر به ایجاد مشکلات بیشتری گردد، در خانواده‌‌هایی که معنویت بالاتری وجود دارد، معمولاً مشکلات بین فردی کمتری وجود خواهد داشت که این امر منجر به تقویت بنیه خانواده‌های این افراد خواهد شد، شهر شیراز یکی از شهرهای بزرگ کشور بوده که توجه به خانواده‌‌ها در این شهر از اهمیت ویژه ای برخوردار است، لذا توجه به خانواده‌‌ها و همچنین مشکلات بین فردی در متأهلان این شهر، از اهمیت ویژه‌‌ای برخوردار است.

از آنجایی که رفتارها و عملکرد کنونی و آینده افراد و مخصوصاً زنان تحت تأثیر میزان ایمنی هیجانی آنان است به طوری که زنانی که فاقد ایمنی هیجانی هستند بیشتر مستعد انتخاب واکنش‌‌های منفی و ناسازگانه هستند در حالی که افراد ایمن واکنش‌‌های مثبت و سازگارانه‌‌تری دارند (دیویس، هارولد، موری و کامینگز، و همکاران، ۲۰۰۷). لازم است زنان از نظر ایمنی هیجانی مورد بررسی قرار گیرند نا نحوه کارکرد فردی، خانوادگی و اجتماعی‌‌شان در زندگی حال و آینده شان مشخص شود.

نتایج پژوهش‌‌های جورتافت و اسمارت[۲۶] (۲۰۰۸) و جالایودین، ایکا، دجیومیلا، سیرچمن[۲۷] (۲۰۱۳) نشان از رابطه معناداری بین مشکلات بین فردی با معنویت داشته است، در واقع هر چه افراد از لحاظ معنوی اعتقادات قوی تری داشته باشند، تلاش و کوشش آنها برای رسیدن به اهداف خود بیشتر خواهد بود، لذا توجه به این امر از اهمیت فراوانی برخوردار می‌باشد، از طرفی پژوهش پریا[۲۸](۲۰۱۲)، نشان از رابطه معناداری بین ایمنی هیجانی با هوش معنوی می‌‌باشد، که این امر نیز نشان می‌‌دهد که اعتقادات درونی می‌‌تواند منجر به کاهش مشکلات بین افراد نیز گردد، که با توجه به مطالب بیان شده می‌توان گفت که توجه به افزایش اعتقادات افراد و همچنین باورهای آنها جهت کاهش مشکلات آنها از اهمیت فراوانی برخوردار می‌‌باشد.

با توجه به مطالب بیان شده می‌توان گفت کاهش مشکلات فرهنگیان از جمله زنان فرهنگی می‌تواند در افزایش تلاش و کوشش آنها موثر واقع شود توجه به کاهش مشکلات این افراد آنها را ترغیب خواهد کرد که در مدارس تحت نظر خود فعالیت‌های بیشتری از خود نشان دهند، درنتیجه ‍پیشرفت بیشتری در زندگی شغلی خود خواهند داشت و دانش آموزان را با کوشش بیشتری راهنمایی خواهند کرد. از طرفی عدم توجه به آنها می‌تواند منجر به کم کاری و کاهش عملکرد آنها در مدارس گردد، لذا می‌بایست به این افراد توجه کافی را داشته تا بتوان زمینه را برای شکوفایی آنها و بالا بردن عملکرد آنها فراهم نمود. با توجه به مطالب فوق و اهمیت ضمنی هر یک از متغیرها می‌‌توان گفت که بررسی پیش بینی مشکلات بین فردی براساس هوش معنوی و ایمنی هیجانی از اهمیت ویژه‌‌ای برخوردار است و ضرورت را برای گسترش تحقیقات در این زمینه آشکار می‌‌سازد، ضروری است که این تحقیق را از اولویت‌‌های پژوهشی و تحقیقاتی قرار داد تا بتوان با نتیجه آن در پرورش نیروی انسانی کارآمد و مؤثر سهم ارزشمندی داشت.

اهداف پژوهش

هدف اصلی

پیش بینی مشکلات بین فردی براساس هوش معنوی و ایمنی هیجانی در زنان.

هدف‌‌های فرعی

۱- تبیین رابطه هوش معنوی و ابعاد آن با مشکلات بین فردی و ابعاد آن در زنان.

۲- تبیین رابطه ایمنی هیجانی و ابعاد آن با مشکلات بین فردی و ابعاد آن در زنان.

۳- پیش بینی مشکلات بین فردی از طریق ابعاد هوش معنوی و ابعاد ایمنی هیجانی.

فرضیه‌‌های پژوهش

فرضیه اصلی

هوش معنوی و ایمنی هیجانی می‌‌توانند مشکلات بین فردی را به طور معناداری پیش بینی کنند.

فرضیه‌های فرعی

۱- بین هوش معنوی و ابعاد آن با مشکلات بین فردی و ابعاد آن رابطه معناداری وجود دارد.

۲- بین ایمنی هیجانی و ابعاد آن با مشکلات بین فردی و ابعاد آن رابطه معناداری وجود دارد.

۳- ابعاد هوش‌‌معنوی و ابعاد ایمنی‌‌هیجانی می‌‌توانند مشکلات بین فردی را به طور معناداری پیش‌‌بینی کنند.

تعاریف واژه‌ها و اصطلاحات

تعاریف نظری

الف) ایمنی هیجانی: می‌‌توان ایمنی هیجانی را عنوان احساس یک شخص از لحاظ داشتن یک منبع درونی برای مواجهه با موقعیت‌های جدید و ترسناک تعریف کرد (فورمن و دیویس،۲۰۰۵).

ابعاد ایمنی هیجانی:

ایمنی: به معنای اعتماد فرد به خانواده و دیگران به عنوان منابع حمایت و امنیت می‌باشد.

مشغله ذهنی: به معنای نگرانی‌های قرد در مورد آینده و بهزیستی خود و خانواده می‌باشد.

کناره‌‌گیری: به معنای تلاش کودک برای رها شدن از تعارضات خانواده و کوچک شمردن آنها می‌باشد (فورمن و دیویس،۲۰۰۵).

ب) هوش معنوی: هوش معنوی توانایی فهمیدن عمیق سوُالات معنوی و بینش درونی است که سطح‌‌هایی چندگانه از هوش است. هوش معنوی مفهوم آگاهی از معنویت به عنوان زمینه‌‌ای از وجود یا به عنوان نیروی زندگی خلاق از تکامل است (عبداله زاده، ۱۳۸۷).

مؤلفه‌‌های هوش معنوی:

درک و ارتباط با سرچشمه هستی: درک متعادل تر از ارزش مادیات و اعتقاد به بهتر شدن دنیا است.

زندگی معنوی یا اتکا به هستی: به معنی حس معنا و مأموریت به زندگی و ارزش‌‌ها، حس تقدس در زندگی می‌‌باشد (عبداله‌‌زاده، ۱۳۸۷).

ج) مشکلات بین فردی: مشکلاتی هستند که در رابطه با دیگران تجربه می‌‌شوند و آشفتگی روانی ایجاد می‌‌کنند یا با این دسته از ناراحتی‌‌ها (آشفتگی‌‌های روانی) در ارتباط قرار می‌‌گیرند (بارخام، هاردی و استارتاپ[۲۹]، ۱۹۹۶).

ابعاد پرسشنامه عبارتند از:

صراحت و مردم‌‌آمیزی: مهارت بیان عواطف و نیاز‌های فرد است بدون اینکه حقوق دیگران را نقض کند یا خشمگین شود.

گشودگی: به احساس فرد نسبت به توانایی ها، عقل، تدبیر و تأثیر بر محیط باز می گردد.

در نظر گرفتن دیگران: به معنای توجه به نظرات دیگران و اهمیت دادن به غیر از خود می‌باشد.

پرخاشگری: رفتاری است که هدف آن صدمه زدن به خود و یا دیگران می‌باشد. قصد و نیت در اینجا مشخص کننده رفتار پرخاشگرانه می‌باشد.

حمایت گری و مشارکت: به معنای شراکت و همکاری در کاری، امری یا فعالیتی و حضور در جمعی، گروهی و سازمانی جهت بحث و تصمیم گیری چه بصورت فعال و چه بصورت غیر فعال است. در مجموع جوهره و هسته اصلی مشارکت را باید در فرایند درگیری، فعالیت و تاثیرپذیری دانست.

وابستگی: وابسته بودن یعنی نیاز جسمی یا روانی به کسب، نگهداری و داشتن کسی یا چیزی(بارخام، هاردی و استارتاپ،۱۹۹۶).

تعاریف عملیاتی متغیرها:

الف) ایمنی هیجان: در این پژوهش ایمنی هیجان براساس پرسشنامه ایمنی هیجان که توسط فورمن و دیویس (۲۰۰۵) تهیه شده است، می‌‌باشد، حداقل نمره در این آزمون ۲۵ و حداکثر نمره ۱۲۵ می‌‌باشد.

ابعاد پرسشنامه عبارتند از:

ایمنی: منظور نمره‌‌ای است که آزمودنی از سوالات پرسشنامه ایمنی هیجانی فورمن و دیویس (۲۰۰۵) ۱-۴-۵-۱۲-۱۶-۱۹-۲۰ پرسشنامه ایمنی هیجانی فورمن و دیویس (۲۰۰۵) کسب کرده است.

مشغله ذهنی: منظور نمره‌‌ای است که آزمودنی از سؤالات ۲-۶-۷-۹-۱۳-۱۴-۱۵-۲۱ پرسشنامه ایمنی هیجانی فورمن و دیویس (۲۰۰۵) کسب کرده است.

کناره‌‌گیری: منظور نمره‌‌ای است که آزمودنی از سوالات ۳-۸-۱۰-۱۱-۱۷-۱۸-۲۲ پرسشنامه ایمنی هیجانی فورمن و دیویس (۲۰۰۵) کسب کرده است.

ب) هوش معنوی: نمره‌‌ای که فرد در آزمون هوش معنوی که توسط عبداله زاده (۱۳۸۷) ساخته شده است، می‌‌آورد، حداکثر نمره در این پرسشنامه ۱۴۵ و حداقل نمره ۲۹ می‌باشد، افرادی که در این پرسشنامه نمره بالاتر از میانگین داشته باشند، نشان از هوش معنوی بالاتر می‌باشد.

درک و ارتباط با سرچشمه هستی:

منظور نمره‌‌ای است که آزمودنی از سؤال‌های ۱،۴،۵،۷،۸،۹،۱۱،۱۵،۱۶،۲۴،۲۷،۲۹ پرسشنامه هوش معنوی عبدالله‌‌زاده (۱۳۸۷) کسب می‌‌کند.

زندگی معنوی یا اتکا به هستی:

منظور نمره‌‌ای است که آزمودنی از سؤال‌های ۲،۳،۶،۱۰،۱۲، ۱۳،۱۴، ۱۷، ۱۸،۱۹،۲۰،۲۱،۲۲،۲

۳،۲۵،۲۶،۲۸ پرسشنامه هوش معنوی عبدالله‌‌زاده (۱۳۸۷) کسب می‌‌کند.

ج) مشکلات بین‌‌فردی: نمره‌‌ای که فرد در آزمون مشکلات فردی که توسط بارخام و همکاران (۱۹۹۶) ساخته شده است، می‌‌آورد. حداکثر نمره در این پرسشنامه ۱۶۰ و حداقل نمره ۳۲ می‌باشد.

ابعاد پرسشنامه عبارتند از:

صراحت و مردم‌‌آمیزی: منظور نمره‌‌ای است که آزمودنی از پاسخ به سؤالات ۱-۲-۳-۴-۷-۹-۱۱ پرسشنامه مشکلات بین فردی بارخام و همکاران (۱۹۹۶) کسب کرده است.

گشودگی: منظور نمره‌‌ای است که آزمودنی از پاسخ به سؤالات ۱۰-۱۷-۲۴-۲۹ پرسشنامه مشکلات بین فردی بارخام و همکاران (۱۹۹۶) کسب کرده است.

در نظر گرفتن دیگران: منظور نمره‌‌ای است که آزمودنی از پاسخ به سؤالات ۱۸-۲۵-۲۶-۳۱-۳۲ پرسشنامه مشکلات بین فردی بارخام و همکاران (۱۹۹۶) کسب کرده است.

پرخاشگری: منظور نمره‌‌ای است که آزمودنی از پاسخ به سؤالات ۲۰-۲۱-۲۸-۳۰ پرسشنامه مشکلات بین فردی بارخام و همکاران (۱۹۹۶) کسب کرده است.

حمایت گری و مشارکت: منظور نمره‌‌ای است که آزمودنی از پاسخ به سؤالات ۵-۸-۱۲-۱۳-۱۴-۱۵-۱۶ پرسشنامه مشکلات بین فردی بارخام و همکاران (۱۹۹۶) کسب کرده است.

وابستگی: منظور نمره‌‌ای است که آزمودنی از پاسخ به سوالات ۶-۱۹-۲۲-۲۳-۲۷ پرسشنامه مشکلات بین فردی بارخام و همکاران (۱۹۹۶) کسب کرده است.

[۱]-Bowen

[۲]-Brenner

[۳]-Bandura

[۴]-Garich and Fyncham

[۵]-Goodman

[۶]-Sheek

[۷]-emotional security

[۸]-Mesh and Wolf

[۹]-Allegri and Hull

[۱۰]-King

[۱۱] spiritual intelligence

[۱۲] intelligent quotient

[۱۳] emotional intelligence

[۱۴] Zohar & Marshall

[۱۵] spiritual intelligence

[۱۶] Bolghan, Ghofrani

[۱۷] Emonz

[۱۸]– George, Larson, Koening & Mc Cullough

[۱۹]– Vaughan

[۲۰] emotional security

[۲۱] Davies, Harold, Goeke-Morey & Cummings

[۲۲] -Thompson

[۲۳] Parker, Hogan, Eastabrook, Oke, Wood

[۲۴] Argil

[۲۵]  -Gelman

[۲۶] – Jortoft, G,Y,. & Smart

[۲۷] – Jalaluddin, Rum , Eka, Afnan Troena, Djumilah, Hadiwidjoyo, Surachman

[۲۸] – Priya

[۲۹] -Barkham, Hardy & Startup

 

 

فصل اول…………………………………………………………………………………………………… ۹

کلیات پژوهش……………………………………………………………………………………………. ۹

مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………………… ۹

بیان مسأله…………………………………………………………………………………………………………………….. ۱۲

اهمیت و ضرورت پژوهش……………………………………………………………………………………………… ۱۵

اهداف پژوهش………………………………………………………………………………………………………………. ۱۷

فرضیه‌‌های پژوهش……………………………………………………………………………………………………….. ۱۸

تعاریف واژه‌ها و اصطلاحات…………………………………………………………………………………………… ۱۸

فصل دوم………………………………………………………………………………………………… ۲۲

مبانی نظری و پیشینه پژوهش…………………………………………………………………… ۲۲

نگاهی به تعاریف روابط بین فردی…………………………………………………………………………………. ۲۳

مبانی نظری هوش معنوی…………………………………………………………………………………………….. ۳۸

مبانی نظری ایمنی هیجانی…………………………………………………………………………………………… ۵۰

استواری و تغییر…………………………………………………………………………………………………………….. ۶۱

ایمنی هیجانی و رفتار والدین:……………………………………………………………………………………….. ۶۲

پیشینه پژوهش…………………………………………………………………………………………………………….. ۶۵

الف) پژوهش‌های انجام شده در خارج از کشور……………………………………………………….. ۶۵

ب) پژوهش‌‌های انجام شده در داخل کشور…………………………………………………………….. ۶۹

جمع‌‌بندی…………………………………………………………………………………………………………………….. ۷۱

فصل سوم……………………………………………………………………………………………….. ۷۲

روش شناسی پژوهش……………………………………………………………………………….. ۷۲

طرح کلی پژوهش…………………………………………………………………………………………………………. ۷۲

جامعه آماری…………………………………………………………………………………………………………………. ۷۲

حجم نمونه و روش نمونه گیری…………………………………………………………………………………….. ۷۲

ابزار پژوهش………………………………………………………………………………………………………………….. ۷۳

روش اجرا………………………………………………………………………………………………………………………. ۷۶

روش تجزیه وتحلیل اطلاعات………………………………………………………………………………………… ۷۶

ملاحظات اخلاقی………………………………………………………………………………………………………….. ۷۶

فصل چهارم…………………………………………………………………………………………….. ۷۷

یافته‌های پژوهش…………………………………………………………………………………….. ۷۷

الف) یافته‌‌های توصیفی:………………………………………………………………………………………………… ۷۸

ب) یافته‌های استنباطی………………………………………………………………………………………………… ۷۹

فصل پنجم………………………………………………………………………………………………. ۸۴

بحث و نتیجه‌‌گیری…………………………………………………………………………………… ۸۴

خلاصه پژوهش……………………………………………………………………………………………………………… ۸۴

بحث و نتیجه گیری………………………………………………………………………………………………………. ۸۵

محدودیت‌های تحقیق…………………………………………………………………………………………………… ۹۱

پیشنهادها…………………………………………………………………………………………………………………….. ۹۱

فهرست منابع………………………………………………………………………………………………………………… ۹۳

پیوست‌ها………………………………………………………………………………………………… ۱۰۰

پیوست الف) پرسشنامه مشکلات بین فردی(IIP-32)………………………………………………….. 100

پیوست ب) پرسشنامه هوش معنوی…………………………………………………………………………… ۱۰۳

 

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “‌مشکلات بین فردی در زنان متأهل… براساس ابعاد هوش معنوی و ایمنی هیجانی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

امتیازات کاربران

میانگین امتیازات کاربران به ویژگی های محصول
0 امتیاز 5 ستاره
0 امتیاز 4 ستاره
0 امتیاز 3 ستاره
0 امتیاز 2 ستاره
0 امتیاز 1 ستاره

پرسش و پاسخ

برای ارسال پرسش یا پاسخ باید در سایت وارد شوید. ورود به حساب کاربری
لطفا متن پرسش/پاسخ خود را وارد کنید

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: admingk
  • هنوز امتیازی دریافت نکرده است.