نشر آکادمیک

🔵شش نظریه روانشناسی درباره انگیزه و تلاش فردی

 

🔶میل و انگیزه به انجام کارها نوعی استارت و جهش اولیه است که ما را وا می دارد به تصمیمات خود جامه عمل بپوشانیم.

〰️روانشناسان و پژوهشگران مدتها است سعی می کنند موتور رفتار آدمها را به کمک تئوری‌های مختلف، شناسایی و شرح دهند:

📒انگیزه درونی برای انجام یک کار

〽️بر اساس این نظریه خیلی قدیمی، آدمها علاقه و تمایل برای بعضی کارها در وجودشان نهادینه شده است. رفتارهایی نظیر دلبستگی بیش از حد، میل به رقابت، خجالت، ترس و شجاعت، اعمالی هستند که منشا شان، برنامه ژنتیکی است که به ارث می بریم.

🟡این نظریه برای مدتها از روی میز روانشناسان کنار گذاشته شده بود ولی با توسعه روانشناسی تکاملی که تاکید زیادی بر انگیزه‌های غریزی و مراحل تحول بیولوژیک انسان دارد دوباره برای توجیه رفتار و اعمال استفاده می شود.

https://chat.whatsapp.com/DMtHhf6BOod3IAIHMVS2Zz
🔶انگیزه دریافت پاداش

این شیوه توضیح رفتار می گوید آدمها بر اساس علاقه شان به دریافت پاداش ، دست به کارهای مختلف می‌زنند. این نظریه نیز بر روی انگیزه درونی افراد تاکید می ورزد که برای دریافت یک سود یا اعتبار یا لذت بیرونی، اقدام به تلاش می کنند. بر این اساس، هر چه پاداش بزرگتر باشد قدرت پیگیری و همت برای رسیدن به آن نیز بیشتر می گردد.

✳️نظریه میل به تعادل

طرفداران این ایده می گویند مثلا در حین گرسنگی و تشنگی، بدن احساس خوبی ندارد و برای کاهش تنش ایجاد شدهُ تلاش می کند به رفع گرسنگی و تشنگی اقدام کند تا به سطح آرام و متعادل برسد.
اگر هوا گرم باشد انگیزه کم کردن حرارت در وی ایجاد می شود و …
اما مشکل اساسی نظریه فوق این است که خیلی وقت ها آدمها رفتاری را افزایش یا کاهش می دهند که عملا نیازی برای آن کار ندارند. به عنوان مثال بعضی ها به خاطر مسائل روحی به غذا خوردن زیاد پناه می برند بدون ایکه اصلا گشنه باشند.

🟧نظریه سطح هیجان

این نظریه می گوید بشر با هیجان خاصی به دنبال یک حد معینی از رضایت، شادی یا تعادل است. برای همین گاهی با رقابت، گاهی به خاطر کمبود عاطفی و گاهی برای ایجاد وضعیت بهتر، دست به اعمالی می زند.

برعکس این واقعیت هم برای بشر صدق می کند وقتی که زندگی پر از هیجان و موفقیت می شود بعضی افراد ترجیح می دهند دست از تلاش بکشند و به انزوا و کم تحرکی تمایل پیدا کنند تا هیجان زدگی شان را با بی تفاوتی، به تعادل رسانند.

📌نظریه انگیزه‌های خردمندانه

این نظریه متکی به شعور و منطق انسانی است. آدمها اعمالی از آنها سر می زند که منطقی و آگاهانه است. نمونه مشخص این شیوه شناخت انگیزه های بشر « هرم مزلو» است که می گوید نیازهای بشر مراحلی دارد که اگر هر کدام را برطرف کند میل به برطرف کردن مرحله بالاتری از تمناهایش را طلب می کند.

افزایش انگیزه ها و محرک ها برای دستیابی به آرزوها آنقدر ادامه می یابد که انسان به مرحله خودشناسی و حس خلاقیت می رسد. اگر انسانها قادر باشند که از نردبان خواسته ها و نیازهای شان مدام بالاتر روند از تحول شخصیتی برخوردار می شوند که حس مدیریت، تاثیرگذاری و حتی هدایت دیگران در آنها ایجاد می گردد.

📝انگیزه ها بر اساس توقع

وقتی انسانها در باره آینده خود می اندیشند به چشم اندازی از آرزوها و منافع می رسند و براساس آن برای خود توقعاتی ایجاد می کنند که موتور اعمال و تصمیمات زندگی شان می شود.

توقع انسان متکی به سه انتخاب کلیدی است.
۱- اگر رسیدن به منافعی که آرزو کرده است برایش مهم باشد سعی بیشتری می کند

۲- اگر یک فرد انتخاب کند که نقش موثری در ایجاد آینده اش ایفا می کند و مسبب خیلی از اتفاقات است بر همتش می افزاید

۳- در نهایت اگر باور داشته باشد که توانایی و قابلیت لازم نیز در اختیار دارد انگیزه اش برای دستیابی به هدف، باز هم بیشتر می شود.

⚪در پایان اینکه: هیچ ایده و نظریه قدیمی یا جدید نمی تواند به تنهایی، انگیزه اعمال همه بشر را توضیح دهد. ولی شناخت همه این نظریات متفاوت می تواند به افراد کمک کند که دلایل مختلف برای ایجاد انگیزه های رفتاری را بشناسند.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Call Now Buttonپاسخگویی 24 ساعته